<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی</title>
    <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>هندسۀ فضایی کاربردهای فیزیکی مختلف حرف اضافۀ «روی» در فارسی معاصر از منظر زبانشناسی شناختی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8807.html</link>
      <description>در این پژوهش هندسۀ فضایی حرف اضافه &amp;amp;laquo;روی&amp;amp;raquo; در زبان فارسی معاصر در چارچوب تالمی (2000) مورد بررسی قرار می‌گیرد. برای گردآوری داده‌ها پیکرۀ همشهری به‌عنوان منبع اصلی مورد استفاده قرار گرفت. با جستجوی واژه &amp;amp;laquo;روی&amp;amp;raquo; تمامی رخدادهای حرف اضافه &amp;amp;laquo;روی&amp;amp;raquo; استخراج گردید. بعد از صافی کردن داده‌های غیرمرتبط، در هر یک از جملات، نما و زمینه و نوع رابطه آنها با یکدیگر در قالب چارچوب نظری پژوهش شناسایی و دسته‌بندی شد و درنهایت هشت کاربرد متفاوت این حرف اضافه استخراج شد. پس از تحلیل هندسۀ فضایی کاربرد‌ها حداقل یک طرح‌واره تصوری برای هر کاربرد ارائه شد. در برخی کاربرد‌ها مشاهده می‌شود که با حضور عامل کارکردی ویژگی‌های هندسی می‌تواند بسیار متفاوت و حتی عکس وضعیت سرنمون باشد. دو عامل کارکردی در کاربرد‌های حرف اضافه &amp;amp;laquo;روی&amp;amp;raquo; مشاهده شد: یکی ویژگی یا نقش &amp;amp;laquo;حمایت فیزیکی&amp;amp;raquo; زمینه از نما که در مطالعات پیشین به آن اشاره شده بود و دیگری، که می‌توان به‌عنوان یکی از یافته‌های این پژوهش از آن نام برد، ویژگی &amp;amp;laquo;کنشگری سطحی&amp;amp;raquo; نما بر روی زمینه است. از دیگر یافته‌‌های این پژوهش می‌توان به تأثیر زاویۀ دید و عدم‌تقارن انعکاسی در انتخاب این حرف اضافه و همچنین نقش دیگر گروه‌های واژگانی در تعیین جهت حرکت نما در هندسه‌های پویای حرف اضافه &amp;amp;laquo;روی&amp;amp;raquo; اشاره کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل معنایی مجهول پذیری افعال سببی ساختواژی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8815.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل معنایی مؤثر بر مجهول‌پذیری 66 فعل سببی ساختواژی زبان فارسی نگاشته شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها با استفاده از آزمون تبدیل به ساخت &amp;amp;laquo;صفت مفعولی + شد&amp;amp;raquo;، آزمون مصدر مجهول، شم زبانی دو نگارنده و جستجو در پیکرۀ همشهری (نسخه 2)، گردآوری و تحلیل شده اند.‌ نتایج نشان می‌دهد که اگرچه از منظر دستوری همگی این افعال باید مجهول‌پذیر باشند، اما در کاربرد واقعی، حدود 65 درصد از آنها در بافت‌های معنایی کاربرد مجهول دارند. نوآوری پژوهش در تلفیق نظریۀ گذرایی هاپر و تامسون (1980) و فرایندهای هلیدی و متیسن (2014) و نیز تأکید بر نقش شبکه‌های معنایی و بافت در تبیین این پدیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که افعال دارای فاعل &amp;amp;laquo;عاملیت، جانداری و ارادی&amp;amp;raquo; مجهول‌پذیرند؛ اما افعال دارای فاعل &amp;amp;laquo;عاملیت غیرجاندار و غیرارادی&amp;amp;raquo; و نیز افعال با فاعل تجربه‌گر(ذهنی)، مجهول‌ناپذیرند. همچنین مشخص شد که بسیاری از افعال سببی، به‌ویژه افعال مادی، در بافت‌های خاص و با حضور کنشگر انسانی ارادی، قابلیت مجهول‌شدن پیدا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درباره ‌واژه‌های اهورایی و اهریمنی (قطب‌های دوگانۀ واژه‌شناسی در گویش لارستانی)</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8876.html</link>
      <description>شواهد زبان‌شناسی تاریخی حاکی از کاربرد دو نوع واژه در آثار کتبی و نمودهای شفاهی زبانی عامه (انتقال‌یافته به‌طریق شفاهی)، به‌جامانده از مردمان جهان کهن است؛ واژه‌های مذکور خاص جهان نیکی و جهان بدی بوده و در زبان‌های باستان و میانه وجود داشته و به طریق شفاهی به دوره نو نیز انتقال‌یافته‌اند. نظریه کاربرد واژگان دو قطبی برای آن‌چه به اهورامزدا و اهریمن وابسته بوده، از دیرگاه در اندیشۀ زبان‌شناسان اوستاپژوه مطرح‌بوده‌ و از دیدگاه‌های مختلفی قابل بررسی است. مردم‌شناسی و انسان‌شناسی در زمرۀ این رویکردها هستند. در پژوهش حاضر، با هدف پیوند برخی واژه‌های دو قطبی با اندیشه‌های فردی و اجتماعی، به مطالعۀ سرنمون‌های وابسته به حیوانات، گیاهان و انسان در گویش لارستانی پرداخته‌شده‌است. این واژگان‌ در طول تاریخ، برای مدلول‌های خاصی، مبتنی بر نگرش‌های دینی و فرهنگی و اجتماعی قوم برگزیده‌شده‌اند. کاربرد این عناصر زبانی ریشه در ثنویت دینی و موارد دیگری داشته و کمتر شناخته‌شده‌اند. در پژوهش حاضر با روش تلفیقی میدانی ـ اسنادی از نوع کتابخانه‌ای، این نوع واژگان در گویش لارستانی بررسی‌شده‌است. یافته‌های تحقیق نشان‌می‌دهد که انتخاب یک واژۀ مناسب برای مدلول خاص، در فرهنگ‌های پیش از اسلام، به‌ویژه زرتشتی، متأثر از عوامل متعددی از جمله دین، عاطفه و احساس، جنسیت، عامیانه‌پنداری و مانند آن بوده که در دو حوزۀ فردی و جمعی قابل دسته‌بندی هستند. این واژگان گاه نشان‌دار و گاه بی‌نشان هستند؛ گاهی نیز متناظر دارند و گاه بی‌متناظر به‌کاررفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی افعال وجهی در زبان گیلکی بر مبنای چارچوب پالمر</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8864.html</link>
      <description>افعال وجهی ابزاری برای بیان امکان، ضرورت، اجبار، اجازه، احتمال، قصد، تعهد، تمایل و شجاعت است که نگرش گوینده را نسبت به شخص، شیء، رویداد یا شرایطی بیان می‌نماید. هدف این پژوهش، شناسایی و توصیف افعال وجهی در زبان گیلکی با استفاده از رویکردی توصیفی-تحلیلی است و به‌منظور تحلیل و تبیین دقیق عملکرد این افعال، از چارچوب نظری پالمر (2001) بهره گرفته شده است؛ چارچوبی که افعال وجهی را بر مبنای معنا به دو دستۀ اصلی وجهیت گزاره‌ای و وجهیت رویدادی تقسیم‌ می‌کند. این پژوهش که از طریق مصاحبه با 5 شرکت‌کننده و توصیف و تحلیل داده‌ها انجام شد، نشان می‌دهد که افعال وجهی زبان گیلکی که شامل &amp;amp;laquo;واستن /vɑstən/ ، باید، بایستی /bɑːjəsti/ &amp;amp;nbsp;یا /bɑː/ ،&amp;amp;nbsp; شایستن /ʃɑːstən/ ، توانستن /tunəstən/ شرقی) /tɑːnəstən/ (غربی) ، خواستن /xɑːstən/ ، یاریدن یا یارستن /jɑːrəstən/ و بودن/be/ از مصدر/buːstən/ &amp;amp;raquo; می‌شود را نمی‌توان به‌طور قاطع در یکی از دسته‌بندی‌های پالمر (۲۰۰۱) قرار داد؛ چرا که به تصریح خود او، نقش بافت باعث شکل‌گیری طیفی پیوسته میان این دسته‌ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چالش‌های چارچوب‌های لمان و ویلی در تعیین ترتیب واژه: شواهدی از گیلکی (گویش لاهیجانی)</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8878.html</link>
      <description>یکی از مؤلفه‌هایی که در رده‌شناسی زبان کاربرد گسترده‌ای دارد، ترتیب بنیادین واژه‌ها است. در این پژوهش، به ترتیب واژه در زبان گیلکی (گویش لاهیجانی) پرداخته می&amp;amp;shy;شود. هدف این پژوهش، تعیین نوع ترتیب واژه در گویش لاهیجانی و تبیین چالش‌های ویژگی‌های پیشنهادی لمان (1978) در تحلیل این گویش است. برای گردآوری داده‌ها، گفت‌وگوهای گویشوران بومی ضبط شد. تحلیل داده‌ها بر اساس هر دو الگو نشان داد که چارچوب ویلی بیش از چارچوب لمان با ویژگی‌های گویش لاهیجانی همخوانی دارد. افزون بر این، تحلیل داده‌ها نشان داد که گویش لاهیجانی، زبانی فعل‌پایانی است که در آن ترتیب فاعل- مفعول- فعل(SOV) &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;از بسامد بالاتری برخوردار است و در عین حال دارای ترتیب واژه آزاد در صورتِ بی‌نشان است؛ ازاین‌رو، این گویش به عنوان گویشی از یک زبان غیرترتیبی به شمار می‌آید. بنابراین، گویش لاهیجانی دارای ترتیب واژه انعطاف‌پذیر است؛ به‌گونه‌ای که عناصر نحوی و ساخت‌های اطلاعاتی می‌توانند بر اساس اهداف کاربردشناختی گویندگان آزادانه جابه‌جا شوند. در نتیجه، مهم‌ترین عامل این انعطاف‌پذیری، اهداف کاربردشناختی گویندگان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌نمونگی در فعل‌های مرکب با همکرد «گرفتن»: تحلیلی پیکره‌بنیاد برای آموزش فارسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8870.html</link>
      <description>فعل &amp;amp;laquo;گرفتن&amp;amp;raquo; یکی از پربسامدترین همکردهای زبان فارسی است که در ساخت شمار زیادی از فعل‌های مرکب به کار می‌رود و چندمعنایی گستردۀ فعل‌های مرکبِ حاصل از آن، یادگیری این گروه از فعل‌ها را برای غیرفارسی‌زبانان دشوار ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش ساخت موضوعی در شکل‌گیری شبکه چندمعنایی فعل‌های مرکب حاوی همکرد &amp;amp;laquo;گرفتن&amp;amp;raquo; و بررسی پیامدهای آن برای مفهوم پیش‌نمونگی انجام شد. داده‌های پژوهش از پیکرۀ نقش‌های معنایی زبان فارسی استخراج و بر اساس نقش معنایی مشارک دوم دسته‌بندی و سپس هسته‌های معنایی هر دسته استخراج شد. بر این اساس، پیش‌نمونه در این پژوهش از پیش مفروض گرفته نشد، بلکه بر پایه هسته‌های معناییِ پربسامدِ استخراج‌شده از داده‌های پیکره تبیین شد. یافته‌ها نشان داد که چندمعنایی فعل‌های مرکب با همکرد &amp;amp;laquo;گرفتن&amp;amp;raquo; نظام‌مند بوده و رابطۀ مستقیمی با ساخت موضوعی آن‌ها دارد و ساخت‌های موضوعی مختلف، هسته‌های معنایی متفاوتی را سامان می‌دهند. همچنین نقش معنایی مشارک دوم در شکل‌گیری این هسته‌های معنایی نقش برجسته‌ای دارد، به گونه‌ای که ساخت‌های دارای مشارک دوم با نقش‌های کنش‌بر، کنش‌پذیر و منشأ، بیشترین بسامد را در میان فعل‌های مرکب دارای همکرد &amp;amp;laquo;گرفتن&amp;amp;raquo; دارند و در سازمان‌دهی هسته‌های معنایی آنها نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش فعل‌های مرکب با همکرد &amp;amp;laquo;گرفتن&amp;amp;raquo; می‌تواند بر پایه ساخت‌های موضوعی پربسامد و هسته‌های معنایی مرتبط با آنها سازمان‌دهی شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های صرفی در ترجمه ادبی: مطالعه‌ای بر ترجمه فارسی به انگلیسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8678.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی خطاهای صرفی و واژگانی در ترجمه متون ادبی از فارسی به انگلیسی توسط دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی می‌پردازد. ترجمه، به‌عنوان فرایندی که شامل انتقال معنا و بازتولید ساختار است، مستلزم درک نظام‌های واژگانی و ساختواژی هر دو زبان مبدأ و مقصد است. در این راستا، مطالعه حاضر با تکیه بر چارچوب نظری نافام (2005) و الگوی تحلیل خطای کوردر (1974)، می‌کوشد تا ضمن شناسایی الگوهای خطا، به تفسیر علل بروز آنها نیز بپردازد. نمونه تحقیق شامل ۷۰ دانشجوی مترجمی است که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های پژوهش از ترجمه یک متن ادبی فارسی گردآوری شد که در آن جملات ترجمه‌شده با متن اصلی مقایسه و خطاهای ساختواژی و واژگانی استخراج و طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که ۳۸ درصد از خطاها در حوزه اسم و ۶۱ درصد در حوزه فعل رخ داده است که بیانگر چالش‌های دانشجویان در انتقال ساختارهای فعلی زبان فارسی به انگلیسی است. علاوه بر تحلیل خطاها، برای تبیین علل آن‌ها، مصاحبه‌هایی نیمه‌ساختارمند با سه تن از اساتید انجام شد تا دیدگاه‌های آنها درباره عوامل مؤثر بر خطاها گردآوری شود. یافته‌های این مصاحبه‌ها حاکی از آن است که کمبود آگاهی از تمایزات ریزمعنایی، تفاوت‌های نظام تصریف فعل در دو زبان و اتکای بیش از حد به ساختارهای زبان مبدأ از عوامل بروز خطا به شمار می‌روند. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در بهبود طراحی دوره‌های آموزش ترجمه  و تدوین راهبردهای آموزشی مؤثر برای ارتقای مهارت‌های ترجمه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واج‌آرایی خوشه‌های دو همخوانی آغازه‌ی هجا در گویش بلوچی سرحدی براساس نظریه‌ی بهینگی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8702.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به توصیف و تحلیل شیوه‌ی واج‌آرایی خوشه‌های دو همخوانی آغازه‌ی هجا در گویش بلوچی سرحدی، براساس نظریه‌ی بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004/1993) می‌پردازد. جامعه‌ی آماری این پژوهش توصیفی- تحلیلی را 10 گویشور بومی کم‌سواد و بی‌سواد  شامل 4 زن و 6 مرد، 60 تا 75 ساله ساکن روستاهای بخش مرکزی شهرستان خاش تشکیل داده‌اند. داده‌های زبانی از طریق مصاحبه با گویشوران بلوچی سرحدی و منابع کتابخانه‌ای موجود در مورد این گویش گردآوری  و پس از تأیید توسط گویشوران بومی، براساس الفبای آوانگار بین‌المللی، آوانویسی شده‌اند. تحلیل تابلوهای بهینگی نشان می‌دهد که محدودیت زبان‌ویژه‌ «خوشه‌ی همخوانی آغازه» که تعیین‌کننده‌ی ترکیب‌های مجاز همخوانی است، در بالاترین رتبه سلسله مراتب محدودیت‌ها قرار می‌گیرد. این محدودیت بر محدودیت‌های پایایی مرتبط با «اصل مرز اجباری» شامل «منع هماهنگی در واک»، «منع هماهنگی در شیوه‌ی تولید» و «منع هماهنگی در جایگاه تولید» اولویت دارد. در نتیجه، حتی در مواردی که خوشه‌های مجاز آغازه، مانند /mn-/، «اصل توالی رسایی» را بر پایه‌ی طبقه‌بندی کریستال (2023)  یا «اصل مرز اجباری» را با استناد به تراسک (1996) نقض می‌کنند، به دلیل رعایت آن محدودیت بالارتبه، همچنان به‌عنوان ساخت بهینه انتخاب می‌شوند. در مقابل، محدودیت «منع آغازه‌ی پیچیده»، به دلیل مجاز بودن خوشه‌های آغازه در این گویش، در پایین‌ترین رتبه قرار دارد و نقض آن تأثیری در انتخاب گزینه‌ی بهینه ندارد. همچنین، یافته‌ها حاکی از آن است که سلسله‌مراتب محدودیت‌ها در ساختار هجایی گویش بلوچی سرحدی به گونه‌ای است که مجوزهای ساختاری خاص این گویش بر اصول جهانی ترجیح می‌یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رویکرد رده‌شناختی موراوچیک به شمار در زبان فارسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8879.html</link>
      <description>مقوله شمار یکی از حوزه‌های مهم پژوهش در زبان‌شناسی است که در زبان‌های مختلف از دیدگاه‌های صرفی، نحوی، معنایی، کاربردشناختی و رده‌شناختی بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی مفهوم‌سازی جمع در زبان فارسی، رویکرد رده‌شناختی موراوچیک به شمار را به کار می‌گیرد. در این رویکرد، مفهوم‌سازی جمع بر اساس سه پارامتر «فردیت»، «شمارش» و «مشارکت» تحلیل می‌شود و رابطه جزء و کل و رده‌بندی از مبانی اصلی تحلیل به شمار می‌آیند. داده‌های پژوهش از نمونه‌های فارسی و با تکیه بر قضاوت زبانی نگارندگان گردآوری و بر اساس سه پارامتر مذکور تحلیل شده‌اند. در حوزه فردیت، فهرست‌بندی کامل و ناقص و نیز تجمیع در فارسی از طریق ساخت‌های نحوی، صرفی و واژگانی تحقق می‌یابند. همچنین، داده‌هایی مانند «میوه‌ها» نشان می‌دهند که نشانگرهای جمع در بافت‌های خاص می‌توانند علاوه بر مجموعه افراد، به مجموعه انواع نیز اشاره کنند. در حوزه شمارش، بیان تعداد با ویژگی‌هایی مانند ساخت گروه اسمی، جانداری، مطابقت و معرفگی تعامل دارد و کاربردهای تقریبی و اغراقی عدد نیز نشان می‌دهد که میان ارزش عددی و کاربرد گفتمانی اعداد رابطه یک‌به‌یک وجود ندارد. در حوزه مشارکت نیز تمایز جمعی و توزیعی تحت تأثیر ساخت نحوی، معنای فعل، عناصر قیدی و بافت قرار می‌گیرد. در مجموع، نتایج نشان می‌دهند که چارچوب موراوچیک برای طبقه‌بندی و تحلیل الگوهای مفهوم‌سازی جمع در فارسی کارآمد است، اما توصیف دقیق تحقق این پارامترها در فارسی مستلزم در نظر گرفتن تعامل آن‌ها با ویژگی‌های صرفی، نحوی، معنایی و کاربردشناختی زبان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کُردی، تُرکی و زبان‌های دیگر در شرف‌نامۀ بِدلیسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8880.html</link>
      <description>بررسی علمیِ چندسویۀ متن‌های مهم گذشتۀ زبان فارسی به خوانش درست آنها یاری می‌رساند. بسیاری از این متن‌ها دَربَردارندۀ واژه‌هایی از زبان‌های دیگر هستند که بدون دانستن معنای آنها، دریافت معنای دقیق و کامل متن شدنی نیست. یکی از متن‌های مهم زبان فارسی که در آن پاره‌گفتارهای نافارسی چشم‌گیری به کار رفته شرف‌نامۀ بِدلیسی (سدۀ یازدهم هجری قمری) است. نویسندۀ این کتاب کُرد است، در دربار صفویۀ پرورش یافته، و در ایران و عثمانی، به مقام امیری و امیرالاُمرایی («میرمیرانی») رسیده است. چنین پیشینه-ای موجب شده که در کتاب او هم اثر زبان کُردی دیده شود، هم اثر زبان ترکی، هم اثر زبان‌های مردمان مسیحی که عثمانی‌ها در اروپای خاوری و مرکزی و قفقاز با آنها برخوردی چندسده‌ای داشته‌اند. در این مقاله، شرف‌نامۀ بِدلیسی از این دید بررسی شده است. یافته‌های پژوهش، گواه وجود پاره‌گفتارهای کُردی، ترکی و زبان‌های دیگر در این کتاب و اثر این زبان‌ها بر متن آن است. این امر، در سطحی دیگر، نشان‌دهندۀ دادوستدهای فرهنگی گویشوران این زبان‌ها و فضای چندزبانه‌ای است که صاحب شرف‌نامۀ بِدلیسی در آن زندگی می‌کرده است. اثرهای این دادوستدهای زبانی هنوز در زبان فارسی کم و بیش پا برجاست، هرچند که به خاطر دگرگون شدن شرایط ایران در چند سدۀ گذشته، برخی از این اثرها از زبان فارسی ناپدید شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساخت‌واژی مصدرهای «هستیدن» و «بودن» و نقدی بر ساخت و کاربرد «می‌باشد» در زبان فارسی نوشتاری معیار: رویکرد درزمانی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8910.html</link>
      <description>«بودن» و «هستیدن» در زبان فارسی، از پربسامدترین مصدرهایی هستند که در دستگاه حال و گذشته، در زمان‌ها،  وجوه و نمودهای گوناگون صرف می‌شوند و نقش‌های متفاوتی چون فعل اصلی، ربطی و کمکی ایفا می‌کنند. هدف از نگارش این مقاله توصیفی- کیفی نقد صورت‌های صرفی بر اساس شواهد موجود در واژه‌نامه‌های زبان فارسی باستان، اوستایی و متون پهلوی، با هدف بررسی تحولات ساخت‌واژی این دو فعل از دوره باستان به میانه تا نو زبان فارسی است. این پژوهش نشان داد: 1- کاربرد «هستیدن» بر اساس الگوی {ستاک مضارع + تکواژ ماضی‌ساز+ تکواژ مصدرساز}، درست‌تر از «هستن» است. 2- در دوره میانه، ستاک‌های مکمل یا ستاک‌های هم معنا، انشقاق یافته از دو ریشه کاملا متفاوت بوده‌ و ستاک حال و گذشته آنها از ریشه‌های مختلف سرچشمه می‌گرفته ‌اند. این ویژگی برای «هستیدن» و «بودن» صادق است. 3- در متون پهلوی، صرف فعل «بودن» بر دستگاه حال وجود داشته و ستاک حال آن «بَﯣ-»  ‘bav-, بوده‌است. از آنجاکه «باش» ‘bāš-, ستاک آینده از دوره باستان است و ساخت «می‌باشد» بر ستاک ثانویه صورت گرفته‌است؛ درست‌تر خواهد بود که در گفتار و نوشتار به جای «می‌باشد»، «است» و «هست» بکار رود</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراح‌آزمون: چارچوبی نیمه‌خودکار مبتنی بر مدل زبانی بزرگ برای تحلیل رده‌شناختی نظام مطابقه در گویش بختیاری ایذه</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8942.html</link>
      <description>مستندسازی سریع گویش‌های درخطر ایرانی به دلیل روش‌های دستی وقت‌گیر با بحران مقیاس مواجه است. این مطالعه با هدف طراحی و ارزیابی یک چارچوب نیمه‌خودکار مبتنی بر مدل زبانی بزرگ (LLM) برای تسریع تحلیل‌های رده‌شناختی انجام شد. در یک روندکار «انسان-در-حلقه»، از مدل Llama 3.1 و یادگیری چندمثاله‌ای برای استخراج الگوهای نظام مطابقه از یک پیکره ۵۴۰۰ جمله‌ای از گویش بختیاری ایذه استفاده شد. عملکرد مدل بر روی یک مجموعه آزمون حاشیه‌نویسی‌شده طلایی (۴۵۰ جمله) با معیارهای دقت، بازیابی و F1 ارزیابی و خطاها به طور کیفی تحلیل شدند.
مدل به دقت کلی ۸۷.۴٪ و نمره F1 معادل ۸۷.۴ دست یافت. تحلیل کیفی ۱۲.۶٪ خطاها، دو محدودیت اصلی را آشکار کرد: ۱) سوگیری مدل به ساختارهای پرتکرار، و ۲) دشواری در پردازش پدیده‌های واجی-صرفی خاص (مانند جمع‌های مکسر). از منظر کارایی، این چارچوب صرفه‌جویی ۷۸٪ در زمان و امکان پردازش ۴.۶ برابر داده بیشتر در واحد زمان را محقق کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل‌های زبانی بزرگ در قالب یک سیستم همکار انسان‌محور، می‌توانند سرعت و مقیاس مستندسازی زبان‌های کم‌منبع را به طور چشمگیر و بدون کاهش دقت افزایش دهند. این چارچوب الگویی عملی برای شتاب‌بخشی به مطالعات میدانی زبان‌شناسی ایرانی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
