<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی</title>
    <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی مالکیت محمولی در ترکی آذربایجانی: رویکردی نقشی-رده‌شناختی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8465.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی مالکیت محمولی در ترکی‌ آذربایجانی می‌پردازد. در این پژوهش پس از معرفی مفهوم مالکیت محمولی و شیوه‌های بازنمایی آن در زبان‌های مختلف، انواع ساخت مالکیت محمولی در ترکی آذربایجانی از میان متون مکتوب موجود، گفتار روزمرة گویشوران، جستجوهای اینترنتی،کتاب‌ها و مقاله‌های زبانشناسی و دستور زبان استخراج شده و بر اساس آراء‌ استسن (2009) با رویکردی نقشی-رده‌شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش مشخص شد که مالکیت محمولی در ترکی ‌آذربایجانی دارای دو ردة مالکیت مبتدایی و مالکیت مکانی است و همچنین نوع دیگری از ساخت مالکیت محمولی وجود دارد که در قالب جملة اسنادی بیان می‌شود و ساخت اطلاعی آن متفاوت از دو ردة دیگر مالکیت محمولی است. ساخت مالکیت مبتدایی در ترکی ‌آذربایجانی علاوه بر گونة اصلی یک گونة غیرمعیار نیز دارد که در آن&amp;amp;nbsp; پسوند ملکی به جای مملوک به محمول صفتی&amp;amp;nbsp; var// &amp;amp;nbsp;و/yox/&amp;amp;nbsp; اضافه می‌شود. این نوع از ساخت مالکیت مبتدایی که در گونه‌های محاوره‌ای ترکی آذربایجانی رایج در ایران به کار برده می‌شود، تحت تاثیر ساخت مالکیت محمولی &amp;amp;laquo;داشتن&amp;amp;raquo; در زبان فارسی ایجاد شده است. رده‌های ساخت مالکیت محمولی مبتدایی و مکانی علاوه بر محمول‌ صفتی /var/ و /yox/ با محمول فعلی /-ol/ نیز به کار می‌روند. در مجموع ساخت مالکیت محمولی در ترکی آذربایجانی با توجه به شیوة رمزگذاری مالک و مملوک و نوع محمول دارای هفت نوع ساخت مختلف است که توزیع آنها در زیرشاخه‌های مالکیت از هم متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تناوب‌های صرفی‌ ـ واجی در صورت‌های فعلی: نمونة موردی گویش گالشی اشکورات</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8637.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل فرایندهای صرفی‌ـ‌واجی در ساخت افعال گالشی اشکورات، در چارچوب واج‌شناسی زایشی قاعده‌بنیاد انجام شده است. برای نیل به این هدف، صد فعل گویش گالشی اشکورات از طریق مصاحبة میدانی با گویشوران بومی در بازۀ سنی ۴۵ تا ۸۷ سال گردآوری &amp;amp;nbsp;و با استفاده از الفبای آوایی بین‌المللی آوانویسی و تقطیع تکواژی شدند. در تحلیل داده‌ها تمرکز اصلی بر بررسی تناوب‌های واجی در ستاک‌های حال و گذشته افعال و تعامل آن‌ها با تکواژهای گذشته‌ساز و پیشوندهای تصریفی بود. صورت زیربنایی هر تکواژ بر اساس شواهد درون‌پیکره‌ای تعیین گردید و قواعد واجی مرتبط با اشتقاق صورت‌های روبنایی استخراج شد. در مواردی که بیش از یک قاعدة واجی در فرایند اشتقاق دخالت داشت، روابط ترتیبی میان قواعد یعنی تعامل‌های زمینه‌افزا، زمینه‌کاه، عکس زمینه‌افزا و عکس زمینه‌کاه مشخص گردید. تحلیل داده‌ها نشان داد که ستاک‌های فعلی در گویش اشکورات در هم‌نشینی با پسوندهای گذشته‌ساز و پیشوندهای تصریفی دچار تناوب‌های منظم واجی از جمله حذف، هماهنگی واکه‌ای و درج همخوان می‌شوند که از طریق قواعد واج‌شناسی زایشی قابل تبیین‌اند. برخی از تناوب‌ها در ستاک‌های فعلی ریشه در تحولات تاریخی زبان‌های ایرانی دارند، در حالی که برخی دیگر حاصل تعاملات همزمانی و بافت آوایی خاص این گویش‌اند. این پژوهش توانسته است با بهره‌گیری از رویکرد قاعده‌بنیاد واج‌شناسی زایشی تصویری دقیق از تعامل صرف و واج‌شناسی در ساخت افعال گویش گالشی اشکورات ارائه دهد و بر اهمیت تحلیل‌های درون‌پیکره‌ای و توجه به روابط تعاملی قواعد در فهم ساخت‌های زبانی تأکید نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیکره‌بنیاد متعارف‌بودگی استعاره‌های مفهومی: مطالعة موردی واژة «پُر» و واژه‌های هم‌معنای آن</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8531.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بررسی و مقایسة میزان متعارف‌بودگی الگوهای استعاری هم‌معنا در زبان فارسی نوشتاری انجام شده است. در چارچوب نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و با به‌کارگیری روش پیکره‌بنیاد تحلیل الگوهای استعاری استفانوویچ (2006)، هفت واژة هم‌معنای فارسی &amp;amp;laquo;پر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آکنده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرشار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لبالب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لبریز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مالامال&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مملو&amp;amp;raquo; که همگی معنای &amp;amp;laquo;پر بودن&amp;amp;raquo; را منتقل می‌کنند، مورد تحلیل قرار گرفتند. داده‌ها از پیکرة نوشتاری همشهری 2 استخراج و سپس بر اساس فراوانی نسبی کاربرد استعاری در برابر کاربرد غیراستعاری هر الگو، میزان متعارف‌بودگی آن‌ها محاسبه شد. یافته‌ها نشان داد که واژه‌های هم‌معنا علی‌رغم اشتراک در معنای پایه، از نظر درجة متعارف‌بودگی یکسان نیستند و سطوح متفاوتی از تثبیت و زایایی را در نظام مفهومی نشان می‌دهند. بر این اساس، ترتیب متعارف‌بودگی از بیشترین به کمترین به این صورت است: &amp;amp;laquo;سرشار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مالامال&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آکنده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لبریز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مملو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;لبالب&amp;amp;raquo;. این نتایج مؤید آن است که فراوانی کل یک واژه لزوماً با درجة تثبیت استعاری آن برابر نیست و فراوانی نسبی کاربرد استعاری، معیار بهتری برای سنجش متعارف‌بودگی است. این یافته تأیید می‌کند که حتی الگوهای ظاهراً هم‌معنا نیز رفتار استعاری متفاوتی نشان می‌دهند و متعارف‌بودگی پدیده‌ای مستقل از هم‌معنایی واژه‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تظاهرات آوایی مختلف نشانه مفعول صریح در گویش کرمانی با بهره‌گیری از واج‌شناسی خودواحد</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8537.html</link>
      <description>در این پژوهش، تظاهرات آوایی مختلف نشانۀ مفعول صریح &amp;amp;laquo; را&amp;amp;raquo; در گویش کرمانی با بهره گیری از واج‌ شناسی خودواحد بررسی شده است. بدین منظور، مفعول، در محیط‌های آوایی مختلف مورد بررسی و مداقه قرار گرفت.&amp;amp;nbsp; این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است. داده ها به صورت جملاتی هدفمند و از پیش طراحی شده بودند که از گویشوران خواسته شد آن‌ها را تکرار کنند. جمعیت آماری به صورت تصادفی از بین گویشوران زن و مرد گویش کرمانی با سطح تحصیلات متفاوت انتخاب شد. داده‌ها جمع‌آوری، آوانگاری و تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp; نتایج این بررسی حاکی از این است که در گویش کرمانی نشانه مفعول به سه صورت/ r / ، /&amp;amp;Oslash;/، و // Ə تظاهر آوایی پیدا می‌کند. نکته جالب و شایان توجه این است که این تظاهرات آوایی مختلف تنها وابسته به واج آخر مفعول هستند و واج ابتدای کلمه بعد از مفعول به هیچ عنوان نقش تعیین کننده در تظاهر آوایی نشانه مفعول در گویش کرمانی ندارد. در پایان سعی شد تا نتایج حاصل و فرآیند‌های آوایی دخیل در رسیدن به این نتایج، مانند درج همخوان، حذف واکه، و کشش جبرانی با استفاده از واجشناسی خودواحد تحلیل شوند. نتیجه این تحلیل نشان داد که واجشناسی خودواحد به خوبی قادر به توجیه تظاهرات آوایی مختلف و نیز فرآیندهای آوایی به کار رفته در تبدیل صورت زیر ساختی به تظاهرات روساختی نشانه مفعول در گویش کرمانی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیکره‌محور و فرهنگ ‌ـ‌کاربردشناختی سوگند در گفتمان قرآن بر اساس چارچوب زبان‌شناسی فرهنگی شریفیان (2017)</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8677.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختاری، معناشناختی و نقش‌های کاربردشناختی سوگند در گفتمان قرآنی، با بهره‌گیری از رویکردی پیکره‌محور و چارچوب زبان‌شناسی فرهنگی انجام شده است. داده‌ها بر اساس تطبیق متن عربی قرآن با ترجمۀ فارسی محیی‌الدین مهدی الهی قمشه‌ای استخراج و به شیوۀ پیکره‌محور تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سوگندهای قرآنی در دو صورت صریح و ضمنی تحقق می‌یابند و از طریق ارجاع به عناصر مقدس، پدیده‌های طبیعی، زمان‌های خاص و مفاهیم کیهانی سازمان می‌گیرند. از نظر معناشناختی، این ساخت‌ها افزون بر تثبیت صدق گزاره، وجه الهی معنا را تقویت و مضامین اخلاقی و اخروی را برجسته می‌سازند. در سطح کاربردشناختی، چهار کارکرد اصلی شناسایی شد: نفی اتهام و دفاع از خود، تأکید بر حقیقت، ایجاد تعهد برای انجام کنش، و ارائه هشدار یا تهدید. تفسیر یافته‌ها در چارچوب زبان‌شناسی فرهنگی نشان می‌دهد که سوگندهای قرآنی تجلی &amp;amp;laquo;طرحواره‌های کاربردشناختی فرهنگی&amp;amp;raquo; هستند؛ به‌گونه‌ای که هر رخداد سوگند، فراتر از یک ساخت زبانی، بازتاب شبکه‌ای از باورهای دینی، هنجارهای اخلاقی و الگوهای معناپردازی فرهنگی است. این پژوهش چارچوبی تحلیلی برای تبیین نظام‌مند و چندلایۀ پدیدۀ سوگند در قرآن ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی از منظر رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی‌بر نظریة تناسب</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8681.html</link>
      <description>علیرغم آنکه آمیزش واژگانی یکی از فرایندهای واژه‌سازی خلاقانه در زبان به‌شمار می‌رود، به دلیل زایایی نسبتاً پایین درمقایسه با ترکیب و وندافزایی، اغلب فرایندی حاشیه‌ای قلمداد می‌شود و مطالعات محدودی دربارة آن به‌نگارش درآمده‌است که غالباً بر ویژگی‌های صوری، ساختاری و گاهاً معنایی این فرایند متمرکز بوده‌اند. در پژوهش حاضر، آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی ازمنظری کاربردشناختی موردبررسی قرار گرفته‌اند و تلاش شده‌است با تحلیل این آمیزه‌ها در چارچوب رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی‌بر نظریة تناسب استنباط مفهومی این عناصر زبانی تبیین گردد. داده‌های این پژوهش را ۵۳ آمیزة واژگانی زبان فارسی تشکیل می‌دهند که در سه گروه اصلی شامل آمیزه‌های برگرفته از منابع واژه‌نامه‌ای و مطالعات پیشین، نمونه‌های استخراج‌شده از متون رسانه‌ای و صفحات وب، و آمیزه‌های حاصل از نام‌گذاری برندها و محصولات تجاری جای می‌گیرند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد تعبیر آمیزه‌های واژگانی مستلزم ساخت مفهومی موقعیتی طی یک فرایند گسترش و/یا کاهش است. ازاین منظر، مستقل‌از اینکه آمیزه‌های واژگانی زبان فارسی به چه گونة زبانی‌ای تعلق دارند، حداقل سه الگوی تعبیر را نشان می‌دهند: استنباط طی یک فرایند کاهش و درنهایت شکل‌گیری مفهومی موقعیتی با دامنة ارجاعی محدودتر از مفاهیمی که واژه‌های پایه رمزگذاری می‌کنند، استنباط طی یک فرایند گسترش و ساخت مفهومی موقعیتی با دامنة ارجاعی گسترده‌تر از مفاهیمی که واژه‌های پایه رمزگذاری می‌کنند، و استنباط طی یک فرایند گسترش و یک فرایند کاهش به‌شکل ترکیبی، بدین‌ترتیب که نخست طی فرایند گسترش، یک مفهوم موقعیتی با دامنة ارجاعی گسترده‌تر از مفاهیم پایه شکل می‌گیرد و سپس طی فرایند کاهش، این مفهوم موقعیتی تعدیل می‌شود و دامنة ارجاعی محدودتری می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های صرفی در ترجمه ادبی: مطالعه‌ای بر ترجمه فارسی به انگلیسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8678.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی خطاهای صرفی و واژگانی در ترجمه متون ادبی از فارسی به انگلیسی توسط دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی می‌پردازد. ترجمه، به‌عنوان فرایندی که شامل انتقال معنا و بازتولید ساختار است، مستلزم درک نظام‌های واژگانی و ساختواژی هر دو زبان مبدأ و مقصد است. در این راستا، مطالعه حاضر با تکیه بر چارچوب نظری نافام (2005) و الگوی تحلیل خطای کوردر (1974)، می‌کوشد تا ضمن شناسایی الگوهای خطا، به تفسیر علل بروز آنها نیز بپردازد. نمونه تحقیق شامل ۷۰ دانشجوی مترجمی است که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های پژوهش از ترجمه یک متن ادبی فارسی گردآوری شد که در آن جملات ترجمه‌شده با متن اصلی مقایسه و خطاهای ساختواژی و واژگانی استخراج و طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که ۳۸ درصد از خطاها در حوزه اسم و ۶۱ درصد در حوزه فعل رخ داده است که بیانگر چالش‌های دانشجویان در انتقال ساختارهای فعلی زبان فارسی به انگلیسی است. علاوه بر تحلیل خطاها، برای تبیین علل آن‌ها، مصاحبه‌هایی نیمه‌ساختارمند با سه تن از اساتید انجام شد تا دیدگاه‌های آنها درباره عوامل مؤثر بر خطاها گردآوری شود. یافته‌های این مصاحبه‌ها حاکی از آن است که کمبود آگاهی از تمایزات ریزمعنایی، تفاوت‌های نظام تصریف فعل در دو زبان و اتکای بیش از حد به ساختارهای زبان مبدأ از عوامل بروز خطا به شمار می‌روند. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در بهبود طراحی دوره‌های آموزش ترجمه  و تدوین راهبردهای آموزشی مؤثر برای ارتقای مهارت‌های ترجمه‌ای مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پردازش قافیه در زبان فارسی: آماده‌سازی شنیداری در زبان اول و دوم</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8686.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آماده‌سازی واجی مبتنی بر قافیه در شناسایی واژه‌های شنیداری در فارسی‌زبانان زبان اول و فارسی‌آموزان زبان دوم انجام شد. آماده‌سازی واجی می‌تواند از طریق هم‌پوشی آوایی میان محرک آماده‌ساز و واژۀ هدف، پردازش واژه را تسهیل یا بازداری کند و این اثر ممکن است بسته به وضعیت زبانی شنوندگان متفاوت باشد. در این پژوهش، تکلیف آماده‌سازی شنیداری با سه نوع شرط آزمایشی شامل قافیه‌ای، جابه‌جایی واج و کنترل طراحی شد آزمودنی‌ها متشکل از  30 نفر آزمودنی (15 نفر ایرانی، 15 نفر عرب‌زبان که در هر دو گروه شامل 7 نفر مرد و 8 نفر زن بودند) با  درصد 3/53% ( 16نفر) زن و  درصد 7/46% (14نفر) مرد در مطالعۀ حاضر شرکت کردند. میانگین سنی نمونۀ ایرانی 33/29 سال (50/4 =SD) و عرب 33 سال (21/5 =SD). محرک‌ها توسط گویندۀ بومی فارسی ضبط و پس از نرمال‌سازی، با نرم‌افزار سایکوپای ارائه شدند. محرک‌های آماده‌ساز و هدف به‌صورت شنیداری و با فاصلۀ زمانی ۲۰۰۰ میلی‌ثانیه ارائه شدند. با توجه به نتایج نوع شرط آزمایشی اثر معناداری بر زمان واکنش در هر دو گروه دارد. در فارسی‌زبانان، شرط قافیه به‌طور معناداری زمان واکنش را نسبت به شرایط کنترل و جابه‌جایی کاهش داد، در حالی‌که میان شرط کنترل و جابه‌جایی تفاوت معناداری مشاهده نشد. در فارسی‌آموزان نیز شرط قافیه سریع‌ترین زمان واکنش را به خود اختصاص داد و تفاوت آن با شرط کنترل معنادار بود، هرچند تفاوت میان قافیه و جابه‌جایی در آستانۀ معنا‌داری قرار داشت. به‌طور کلی، قافیه می‌تواند شناسایی واژه‌های شنیداری را تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقناع در روایت فارسی: تحلیل تطبیقی نشانگرهای فراگفتمانی در متون داستانی با تکیه بر مثلث ارسطویی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8689.html</link>
      <description>مطالعة نظام‌مند ابزارهای زبانی اقناع در روایت ادبی با تلفیق الگوهای تحلیل گفتمان و بلاغت سنتی، زمینه را برای تبیین علمی نقش عوامل برون‌متنی مانند جنسیت در شکل‌دهی به ساختارهای استدلالی و ارتباطی متن فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل گفتمان و با تکیه بر الگوی نشانگرهای فراگفتمانی هایلند (2005) و مثلث اقناعی ارسطو (لوگوس، اتوس، پاتوس) سازوکارهای اقناع در روایت فارسی را در چهار اثر شاخص ادبیات معاصر ایران «سووشون» (سیمین دانشور)، «خواب زمستانی» (گلی ترقی)، «چشم‌هایش» (بزرگ علوی) و «از رنجی که می‌بریم» (جلال آل‌احمد) بررسی می‌کند. پیکرة پژوهش شامل متن برخط این آثار است و داده‌ها با SPSS (نسخة 21) و آزمون خی‌دو برای سنجش تفاوت‌های جنسیتی و الگوهای تبادلی/ تعاملی تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که نویسندگان مرد به‌طور معناداری از نشانگرهای تبادلی (گذارها، چارچوب‌سازها، گواه‌نمایی‌ها، درون‌متنی‌ها و معناهای رمزگونه) بیشتر بهره می‌برند که با اقناع لوگوس‌محور و سازمان‌دهی استدلالی متن هم‌خوان است. در مقابل، نویسندگان زن به‌طور معناداری نشانگرهای تعاملی به‌ویژه خوداظهاری‌ها را بیشتر به‌کار می‌گیرند که به تقویت اِتوس و پیوند عاطفی با خواننده (پاتوس) می‌انجامد. در سطح آثار «از رنجی که می‌بریم» لوگوس‌محورترین، «سووشون» اِتوس‌محورترین، «خواب زمستانی» پاتوس‌محورترین و «چشم‌هایش» متعادل‌ترین الگوی اقناعی را نشان داد. نتایج ضمن تأیید نقش جنسیت، بر اثرگذاری سبک شخصی و نوع گفتمان روایی در شکل‌دهی اقناع تأکید می‌کند. بنابراین، نشانگرهای فراگفتمانی فراتر از سازمان‌دهی متن نشانه‌ای از انتخاب‌های ایدئولوژیک و سبکی نویسندگان هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واج‌آرایی خوشه‌های دو همخوانی آغازه‌ی هجا در گویش بلوچی سرحدی براساس نظریه‌ی بهینگی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8702.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به توصیف و تحلیل شیوه‌ی واج‌آرایی خوشه‌های دو همخوانی آغازه‌ی هجا در گویش بلوچی سرحدی، براساس نظریه‌ی بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004/1993) می‌پردازد. جامعه‌ی آماری این پژوهش توصیفی- تحلیلی را 10 گویشور بومی کم‌سواد و بی‌سواد  شامل 4 زن و 6 مرد، 60 تا 75 ساله ساکن روستاهای بخش مرکزی شهرستان خاش تشکیل داده‌اند. داده‌های زبانی از طریق مصاحبه با گویشوران بلوچی سرحدی و منابع کتابخانه‌ای موجود در مورد این گویش گردآوری  و پس از تأیید توسط گویشوران بومی، براساس الفبای آوانگار بین‌المللی، آوانویسی شده‌اند. تحلیل تابلوهای بهینگی نشان می‌دهد که محدودیت زبان‌ویژه‌ «خوشه‌ی همخوانی آغازه» که تعیین‌کننده‌ی ترکیب‌های مجاز همخوانی است، در بالاترین رتبه سلسله مراتب محدودیت‌ها قرار می‌گیرد. این محدودیت بر محدودیت‌های پایایی مرتبط با «اصل مرز اجباری» شامل «منع هماهنگی در واک»، «منع هماهنگی در شیوه‌ی تولید» و «منع هماهنگی در جایگاه تولید» اولویت دارد. در نتیجه، حتی در مواردی که خوشه‌های مجاز آغازه، مانند /mn-/، «اصل توالی رسایی» را بر پایه‌ی طبقه‌بندی کریستال (2023)  یا «اصل مرز اجباری» را با استناد به تراسک (1996) نقض می‌کنند، به دلیل رعایت آن محدودیت بالارتبه، همچنان به‌عنوان ساخت بهینه انتخاب می‌شوند. در مقابل، محدودیت «منع آغازه‌ی پیچیده»، به دلیل مجاز بودن خوشه‌های آغازه در این گویش، در پایین‌ترین رتبه قرار دارد و نقض آن تأثیری در انتخاب گزینه‌ی بهینه ندارد. همچنین، یافته‌ها حاکی از آن است که سلسله‌مراتب محدودیت‌ها در ساختار هجایی گویش بلوچی سرحدی به گونه‌ای است که مجوزهای ساختاری خاص این گویش بر اصول جهانی ترجیح می‌یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تکه‌های واژگانی گفتاری و نوشتاری زبان فارسی</title>
      <link>https://jlil.shirazu.ac.ir/article_8707.html</link>
      <description>تکه‌های واژگانی، عباراتی نهادینه شده در ذهن اهل زبان هستند که از دو واژه یا بیشتر تشکیل شده، اما معنایی که منتقل می‌کنند یک معنای واحد است. هدف پژوهش حاضر بررسی تکه‌های واژگانی گفتاری و نوشتاری زبان فارسی براساس نوع آن‌ها می‌باشد. در این پژوهش، داده‌های گفتاری شامل گفتگوهای تلفنی طبیعی و قسمت‌هایی از چند سریال تلویزیونی بوده که توسط پژوهشگر ترانویسی شده و به پیکره گفتاری تبدیل شدند. داده‌های نوشتاری که شامل مجله‌های فارسی، داستان‌های کوتاه، متونی از وبسایت‌های مختلف و پیام‌های رسمی رد‌‌وبدل شده در شبکه‌های اجتماعی بودند نیز جمع آوری شده و به پیکره نوشتاری تبدیل شدند. سپس عبارات دو کلمه‌ای، سه کلمه‌ای و چهار کلمه‌ای توسط نرم افزار انت کانک استخراج شده و  به اکسل منتقل شد. تکه‌های واژگانی زبان فارسی توسط محقق به طور شمی مشخص گردید و براساس نوعشان دسته‌بندی، بررسی و تحلیل شدند. انواع تکه‌های واژگانی گفتاری طبق چارچوب ریچاردز و راجرز(2014) و انواع تکه‌های واژگانی نوشتاری طبق چارچوب لویس(1997) مشخص شدند. نتایج نشان داد که تکه‌های واژگانی که از نوع عبارات روزمره اجتماعی یا پاره‌گفتارهای نهادینه‌شده بودند، اکثرا تکه‌های واژگانی گفتاری و تکه‌های واژگانی که از نوع چندکلمه‌ای بودند، اکثرا تکه‌های واژگانی نوشتاری بودند. در پژوهش حاضر، تکه‌های واژگانی که از نوع عبارات روزمره اجتماعی و پاره گفتارهای نهادینه شده بودند اکثرا تکه‌های واژگانی گفتاری بودند. به عبارتی، تکه‌های واژگانی گفتاری بیشتر به منظور ارتباط و داشتن مکالمات روزمره و تکه‌های واژگانی نوشتاری بیشتر به منظور داشتن متنی منسجم مورد استفاده قرار می‌گیرند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
